وبلاگ

نحوه صحیح کتاب خواندن!

آیا می شود هم سریع خواند و هم فهمید؟
۱ روش صحیح مطالعه کتابروش صحیح مطالعه و تند خوانی؛ حتماً شنیده اید که با یاد گرفتن روش های تندخوانی، می توانید در هر ساعت ۱۰۰ صفحه یا بیشتر بخوانید. لابد هم به شما گفته اند که نباید نگران این باشید که مبادا با افزایش سرعت مطالعه، میزان درک و فهم شما از مطلب، کاهش پیدا کند؛ چرا که به صورت خودکار وقتی برای بالا بردن سرعت خواندن، تمرکزتان را بالا ببرید، در نتیجه درک بهتری هم برای شما حاصل خواهد شد.

نمی خواهیم این ادعاها را رد کنیم.

اجمالاً این درست است که هر چه توجه و تمرکز بیشتری در هنگام مطالعه داشته باشید، احتمالاً درک بهتری هم از آنچه می خوانید به دست خواهید آورد؛ و اگر واقعاً بتوانید برای بالا بردن سرعت مطالعه، با روش هایی که به شما آموزش می دهند، تمرکزتان را هم همزمان بالا ببرید، میزان درک و فهم مطلب هم بالا خواهد رفت.

اما آنچه هیچ کسی از جمله کسانی که با آب و تاب به دنبال اثبات کارایی روش های تندخوانی هستند، نمی توانند انکار کنند این است که متناسب با «نوع مطلبی» که می خوانید باید «سرعت متفاوتی» را بکار بگیرید. مسلماً داستانی در یک مجله یا یک کتاب داستان را خیلی راحت تر و سریع تر از کتابی درباره ی نحوه ی عملکرد اجزای مختلف اتومبیل، می توان خواند. و این کتابِ دوم را هم خیلی سریع تر از کتابی درباره ی فلسفه ی وجود خیر و شر در جهان.

به نظر ما، آنچه که مشکل اصلی ما نسل امروز در زمینه ی کتاب خواندن و بیشتر فهمیدن است، این نیست که «سرعت مطالعه» ی پایینی داریم. نه، مشکل خیلی جدی تر و عمیق تر است. مشکل این است که ما «اهمیت فکر کردن برای فهمیدن» را دست کم گرفته ایم؛ شاید مهم ترین علت این مسئله هم این است که ابزارهایی که در دهه های اخیر وارد زندگی ما شده و به سرعت همه گیر شده اند، به نحوی طراحی شده اند که فکر کردن را غیر ضروری جلوه می دهند. وقتی عادت کرده ایم که به جای خواندن کتابی معتبر درباره ی جنگ دوم جهانی، یک مستند جذاب در این باره ببینیم، یا وقتی که گوش دادن به مصاحبه ی یک کارشناس در رادیو درباره ی علت های افزایش طلاق را بیشتر از مطالعه ی جدی یک اثر تحقیقی در این زمینه، می پسندیم، خیلی طبیعی به نظر می رسد که به مرور از «قدرت تفکرمان» کاسته شود.

جالب اینجاست که حتی زمانی هم که تصمیم به مطالعه ی یک کتاب معتبر درباره ی مثلاً «چگونگی گسترش ایده ی طبیعت گرایی به جای خلقت گرایی در زمینه ی پیدایش گونه های مختلف جانوری» می گیریم، خیال می کنیم که نباید خودمان به تنهایی آن کتاب را به دست بگیریم و با جدیت شروع به خواندن کنیم، بلکه حتماً یک استاد باید آن کتاب را به ما درس بدهد و یا باید از کتاب های راهنما و گام به گام برای فهمیدن استفاده کنیم؛ این عادتی ست که یکی از اصلی ترین علت های رشد نکردن اعتماد به نفس علمی و قدرت اندیشه ورزی ماست.

به همه ی این ها اضافه کنید این را که به هنگام دست به کتاب شدن،‌ هیچ توجهی هم به بکارگیری روش صحیح مطالعه نداریم.

وقتی چیزی می خوانیم، هدفمان چیست؟
۲ روش صحیح مطالعه درس خواندنهدف اصلی از خواندن هر کتابی، درک آن مطلبی است که نویسنده قصد انتقال آن به ما را داشته است.

هر چه نویسنده تسلط بیشتری به آنچه درباره اش کتاب نوشته، داشته باشد، کار ما را برای فهمیدن کامل کتاب راحت تر کرده است؛ البته به این شرط که روش صحیح مطالعه را بکار ببریم.

ممکن است اگر وقتی کتابی را می خوانید احساس کنید که خیلی راحت مطالب آن را می فهمید، به این نتیجه برسید که کتاب خوبی را برای خواندن انتخاب کرده اید؛ در حالی که قضیه کاملاً برعکس است!

اگر موقع خواندن یک کتاب، در حالی که دارید از روش صحیح مطالعه هم استفاده می کنید، می بینید که یا چیزی از آنچه می خوانید نمی فهمید یا خیلی کم از مطالبش سر در می آورید، خوشحال باشید؛ شما کتاب خوبی را برای بالا بردن سطح دانش خودتان، انتخاب کرده اید.

چرا؟ دلیلش خیلی روشن است.

کتابی که شما را با چالش مواجه کند، سطحش از شما بالاتر است. در نتیجه اگر کوشش کنید که با کلنجار رفتن با مطالبش از آن سر در بیاورید، شما را بالا می کشد تا بالاخره هم سطح و هم تراز خودش کند. به این شرط که به صورت یک «خواننده ی فعال» با آن درگیر شوید و پا پس نکشید و در اولین قسمت هایی که گیر کردید به استاد و کتاب راهنما پناه نبرید!
خواندن برای فهمیدن وقتی به ثمر می نشیند که اولاً نابرابری در فهم درباره ی موضوع کتاب، بین نویسنده و خواننده وجود داشته باشد و ثانیاً خواننده بتواند یا بطور کامل یا تا حدودی بر این نابرابری غلبه کند.

۴ سؤال مهم که قبل از خواندن باید یادداشت کنید:
۳ روش صحیح مطالعه پیشرفتبرای خواندن هر کتاب غیرداستانی، خیلی اهمیت دارد که ۴ سؤال اساسی را یادداشت کنید و در حین خواندن از خودتان بپرسید و سعی کنید با عمل کردن به روش های صحیح مطالعه ، ‌پاسخ آن ها را پیدا کنید تا در نتیجه در پایان مطالعه، به صورت کامل یا تا حد زیادی، کتاب را فهمیده باشید.

سؤال یکم: موضوع کلی این کتاب چیست؟
سؤال دوم:‌ جزئیاتی که کتاب، تحت آن موضوع کلی بیان کرده، کدام ها هستند و نویسنده چگونه سعی کرده آن ها را بیان کند؟
سؤال سوم: آیا آنچه این کتاب درباره ی آن موضوع گفته، درست است؟
سؤال چهارم: آیا مطالب این کتاب اهمیت دارند؟
مراحلی که در ادامه، برای یادگرفتن روش صحیح مطالعه به شما آموزش می دهیم، شامل قواعدی هستند که به شما کمک می کنند تا به این سؤال ها پاسخ داده و مطالعه ی مثمر ثمری داشته باشید.

قبل از بیان قواعد خواندن، باید بدانید که خواندن به صورت کلی، ۲ سطح دارد: سطح اول خواندن اجمالی و سطح دوم خواندن تحلیلی.

سطح اول: خواندن اجمالی
۴ روش صحیح مطالعه دانششاید شما خواندن اجمالی را به نام پیش خوانی بشناسید؛ یا تند خوانی. در خواندن اجمالی هدف این است که در مدت زمانی محدود، بتوان شناختی کلی و اجمالی از کتاب به دست آورد. مشخصه ی اصلی خواندن اجمالی این است که باید زمان محدود باشد.

بنابراین، برای اینکه بتوانید این سطح از روش صحیح مطالعه را به درستی انجام دهید، حتماً به خاطر داشته باشید که نباید سعی کنید که کلمات، عبارات یا صفحات مشکل کتاب را بفهمید؛ بلکه باید خود را به عبور نکردن از زمان مشخص شده متعهد بدانید و بر اساس روش هایی که ذکر می شود، ‌دیدگاهی کلی از کتاب به دست آورید.

عنوان کتاب را و اگر زیرعنوان دارد، هر دو را بخوانید. بعد سراغ فهرست کتاب بروید و سعی کنید بتوانید بر اساس فهرست، با ساختار کتاب و بخش های مختلف آن آشنا شوید. نحوه ی چینش فصل ها و بخش های مختلف، دید خوبی از سیر مباحث و نحوه ی حرکت نویسنده در کتابش به شما می دهد.

برخی از نویسنده ها از افراد شناخته شده در زمینه ی موضوع کتاب، درخواست می کنند که نظرشان درباره ی آن کتاب را بنویسند تا در ابتدای کتاب چاپ شود. به این نوشته ها «تقریظ» گفته می شود. اگر کتابی که می خواهید بخوانید، تقریظ یا تقریظاتی دارد، در همین مرحله باید آن ها را بخوانید. این کار علاوه بر آشنا کردن شما با نظرات دیگران، احتمالاً انگیزه ی مطالعه را هم در شما بالا می برد.

بیشتر کتاب های امروزی، در پشت جلدشان، چند سطری درباره ی کتاب، مطلب می گذارند. این قسمت ممکن است خلاصه ی از محتوای کتاب یا قسمتی از مقدمه یا متن کتاب باشد. خواندن این چند سطر را فراموش نکنید.

بسیاری از کتاب ها در انتها، فهرستی از نام های اعلام و واژه ها و اصطلاحات بکار رفته در کتاب را منتشر می کنند. خواندن این قسمت نیز بخشی از وظیفه ی شما در خواندن اجمالی است.

به سراغ خود کتاب بروید و مقدمه اش را بخوانید. آنگاه یکی یکی به سراغ بخش ها و فصل های کتاب رفته و پاراگراف اولشان را بخوانید و اگر در پایان هر فصل، خلاصه ای ارائه شده، آن را هم بخوانید. در مواردی فکر خوبی است که چند صفحه ای از کتاب را هم کامل بخوانید تا با نثر نویسنده آشنا شوید.

در پایان هم حتماً به سراغ چند صفحه ی آخر کتاب بروید و خوب آن را بخوانید. تقریباً‌ هیچ نویسنده ای نیست که از وسوسه ی نوشتن پایانی خوب و خلاصه وار که حاوی نتیجه گیری او هم باشد، بگذرد.

شما باید همه ی این مراحل را در مورد کتابی ۳۰۰ تا ۴۰۰ صفحه ای، ظرف یک الی دو ساعت به انجام برسانید. و غالباً اگر این کار را به خوبی و با تمرکز انجام دهید می توانید تصمیم بگیرید که اصلاً این کتاب ارزش خواندن تحلیلی را دارد یا نه.

نکاتی برای اجرای بهتر خواندن اجمالی و عملیاتی کردن روش صحیح مطالعه
۵ روش صحیح مطالعه نتیجههنگام خواندن یک کتاب دشوار، هرگز برای پیدا کردن معنی لغات و اصطلاحات یا فهم مطلبی که نفهمیده اید، مکث نکنید. غالباً فرصتِ فهم بیشتر و بهتر کتاب، نه در مکث های نابجا، بلکه در خواندنِ دورهای دوم و سوم حاصل می شود؛ یادتان باشد که حتی اگر هم کتاب را دوباره نخوانید، «فهمیدن نیمی از یک کتاب مشکل، خیلی بهتر از نفهمیدن کل آن است!»

مثلا اگر شاهنامه را می خواهید بخوانید هیچ لزومی ندارد که سعی کنید همه ی کلمه ها و بیت ها را بفهمید؛ با سرعت و بی مکث بخوانید و سعی کنید از خواندن و فهم سطحی مطلب، ‌لذت ببرید. اگر سعی کنید نکات ظریف را بفهمید مطالب اصلی را از دست می دهید و در نتیجه وقایع کتاب و تسلسل آن را نمی توانید دنبال کنید.

اگر سرعت خواندنِ پایینی دارید، احتمالاً بهترین روش برای رفع مشکل کندی و مکث چشم، دنبال کردن انگشت است در حالی که بی مکث زیر جملات حرکت می کند. این عمل هم سرعت شما را بالا می برد و هم به افزایش تمرکزتان کمک می کند. البته به عنوان یک قانون کلی به یاد داشته باشید که شما متناسب با سرعت فکر کردنتان می توانید بخوانید نه متناسب با سرعت حرکت چشم هایتان؛ پس نباید سرعت خواندن شما از سرعت درک شما پیشی بگیرد.

در صورتی که به درستی خواندن اجمالی را انجام دهید، باید بتوانید به دو سؤالِ اول از آن چهار سؤال مهم پاسخ دهید:

سؤال یکم: موضوع کلی این کتاب چیست؟

سؤال دوم:‌ جزئیاتی که کتاب، تحت آن موضوع کلی بیان کرده، کدام ها هستند و نویسنده چگونه سعی کرده آن ها را بیان کند؟

سطح دوم: خواندن تحلیلی و قواعد آن
۶ روش صحیح مطالعه خانممهم ترین کار شما برای پیاده سازی روش صحیح مطالعه ، خواندن تحلیلی است. خواندن تحلیلی، خواندنی عمیق و کامل به بهترین وجه ممکن است. در این سطح باید سؤال هایی زیاد و سازمان یافته از طرف خواننده مطرح شده و پاسخ خود را بیابند. فراموش نکنید که هر کتابی لیاقت عمیق خوانده شدن را ندارد؛ بنابراین این شما هستید که با انجام صحیح مرحله ی قبل، تعیین می کنید که این کتاب، یکی از آن کتاب ها هست یا نه؟

انجام صحیح این سطح از روش صحیح مطالعه ، شما را قادر می سازد که به دو سؤال دوم، از آن چهار سؤال اساسی پاسخ درست بدهید:

سؤال سوم: آیا آنچه این کتاب درباره ی آن موضوع گفته، درست است؟

سؤال چهارم: آیا مطالب این کتاب اهمیت دارند؟

خواندن تحلیلی شامل ۳ مرحله است. البته این که می گوییم ۳ مرحله، معنایش این نیست که شما باید هر مرحله را پس از انجام مرحله ی قبلی شروع کنید. شاید شما در آغاز تبدیل شدن به خواننده ای ماهر، نتوانید همه ی این مراحل را همزمان با هم بکار ببندید؛‌ اما باید سعی کنید با مهارت یافتن در انجام خواندنِ تحلیلی، همه ی این کارها را به صورتی که ملکه ی ذهنتان شده باشد، به انجام برسانید.

مرحله ی اول خواندن تحلیلی: تعیین دقیق موضوع
۷ روش صحیح مطالعه جستجوهدف از این مرحله طبقه بندی کتاب و درک موضوع آن است و شامل ۴ وظیفه است:

طبقه بندی کتاب بر اساس نوع و موضوع
بیان موضوع کلی کتاب به شکلی بسیار خلاصه
تعیین بخش های اصلی به ترتیب؛ با نوشتن رؤوس مطالب بخش ها به همان شیوه ای که قبلاً در مورد کل کتاب انجام گرفته است
بیان مسائلی که نویسنده در صدد حل آن هاست
در مقاله ی گذشته درباره ی انواع کتاب به اندازه ی کافی توضیح دادیم. منظور از موضوع هم عناوینی مثل فلسفی، اجتماعی، سیاسی، هنری و مواردی از این دست است.

برای انجام وظیفه ی دوم، باید وحدت موضوع کل کتاب را بتوانید در یک و یا حداکثر در چند جمله بیان کنید.‌ خود نویسنده احتمالاً در جاهایی از کتابش سعی در بیان مستقیم موضوع واحد کتابش کرده است.

مثلا داروین در این پاراگراف از کتابش اصل انواع، سعی در انجام این کار کرده است :

«این کتاب، علت تغییر و تحول موجودات زنده طی نسل های بی شمار و نیز راهی که این موجودات به گروه هایی از گیاهان و حیوانات جدید تبدیل می شوند را بیان می کند. این کتاب به تغییر پذیری حیوانات اهلی و غیراهلی پرداخته، و نشان می دهد که چگونه عواملی مانند تنازع بقا و انتخاب طبیعی باعث می شوند که گروه های جدیدی به وجود آمده و باقی بمانند. نویسنده معتقد است که انواع، ثابت و یکنواخت نیستند، بلکه هماره در حال انتقال از حالتی ساده به حالات پیچیده تر و پایدارتر هستند. برای اثبات این عقیده از علم جنین شناسی و تشریح تطبیقی و فسیل هایی که در پوسته ی زمین پیدا شده اند استفاده می شود.»
برای انجام وظیفه ی سوم،‌ باید اجزای اصلی کتاب را ارائه دهید و نشان دهید که چگونه این اجزا از طریق ارتباط منظم با هم و ذیلِ وحدت موضوع کل کتاب، ‌به صورت یک مجموعه ی کامل و سازمان یافته در آمده اند.

بهترین کتاب ها خواندنی ترین ها هم هستند، چون ساختار مناسبی دارند. خواندن کتاب های بی ارزش زحمت زیادی دارد. هر اثر خوبی، باید دارای وحدت موضوع، وضوح و انسجام باشد.

برای انجام وظیفه ی چهارم، باید ببینید که نویسنده، چه سؤالات اساسی ای را در کتابش مطرح کرده و به دنبال پاسخ گویی به آن هاست. ممکن است او این سؤال ها را به صورت واضح، با شما در میان بگذارد یا نگذارد؛ و همین طور جواب هایش را.‌ در هر صورت شما باید از لابلای مطالب کتاب این سؤال ها را دقیقاً مشخص کنید.

مرحله ی دوم خواندن تحلیلی: شرح و تفسیر
۸ روش صحیح مطالعه معلمهدف از این مرحله، ارائه ی تفسیری صحیح از کتاب است و شامل ۴ وظیفه است:

در باره ی معنی کلمه های مهم نویسنده در کتابش با او به توافق برسید
با بررسی مهم ترین جملات، پیام اصلی نویسنده را درک کنید
استدلال های کتاب را بیابید
ببینید چه مسائلی حل شده و کدام ها حل نشده باقی مانده
برای انجام وظیفه ی اول، شما باید واژه ها و اصطلاحات مهم کتاب را پیدا کنید و با فهم معنای مدنظر نویسنده، درباره ی آن ها با او به توافق برسید؛ یعنی پی ببرید که او این واژه ها را در چه معنای خاصی به کار برده است.

وظیفه ی دوم را در صورتی به درستی انجام می دهید که بتوانید پیام نویسنده در هر بخش کتابش را به روشنی به زبان بیاورید. کسی که می گوید می داند چه فکر میکند ولی نمی تواند آن را بیان کند، معمولاً نمی داند چه فکر میکند. اگر ادعا کنید که منظور نویسنده را فهمیده اید ولی برای بیان آن، صرفاً بتوانید همان واژه هایی را که او بکار برده به زبان بیاورید، باز هم باید در درک پیام نویسنده به وسیله ی خودتان شک کنید. باید حتماً بتوانید با واژه هایی دیگر و به زبان خودتان، بگویید که نظر نویسنده در هر بخش چیست.

وظیفه ی سوم در این مرحله، یافتن استدلال هایی است که نویسنده برای اثبات ادعاهایش به کار گرفته است. معمولاً نویسندگان، در ساده کردنِ استدلال هایشان و بیان واضح آن ها به شما کمک می کنند. نویسندگان خوب، نه تنها استدلال های خود را از شما پنهان نمی کنند، بلکه ممکن است به صورت فهرست وار، آن ها را در هر موردی برای شما بیان کنند. اما در بسیاری از موارد هم استدلال های نویسنده، در میان سطور کتابش مستور است که این شما هستید که باید زحمت کشیده و آن ها را بیابید. حتماً خوب می دانید که هیچ ادعایی را بدون استدلالی صحیح نباید بپذیرید.

آخرین قدم شما در این مرحله، کشف مسائل مهمی است که نویسنده در طول کتاب، برای حل آن ها کوشش می کند. باید ببینید که آیا او در حل این مسائل موفق بوده است یا نه.

اگر شما این ۴ وظیفه را به اضافه ی ۴ وظیفه ی قبلی، به درستی انجام دهید، می توان اطمینان داد که در فهم کتاب موفق بوده اید.

مرحله ی سوم خواندن تحلیلی: نقد
۹ روش صحیح مطالعه موفقیتعمل خواندن، با فهمیدن مطالب کتاب به پایان نمی رسد. این کار باید با نقد و ارزیابی منصفانه، تکمیل شود. افراد ممکن است تا اینجا به خوبی پیش بیایند؛ ولی به خاطر تنبلی، از بررسی و نقد کتاب و در واقع از «اعلام نظر خودشان درباره ی کتاب» غفلت کنند.

بدانید که کتاب خواندن، یک گفتگوست؛ نباید تصور کنید که در فرایند کسب دانش از راه مطالعه ی کتاب، شما یک دریافت کننده ی منفعل هستید. نباید فقط نویسنده حرف بزند و شما گوش کنید. اگر چنین تصوری دارید باید بدانید که وظیفه ی خودتان را به عنوان خواننده به خوبی درک نکرده اید.

برای انجام نقدی صحیح باید این ۳ نکته را به درستی انجام دهید:

مطمئن شوید که کتاب را فهمیده اید و آنگاه به خود اجازه ی نقد بدهید
اهل مجادله و به دنبال اثبات برتری و غلبه بر نویسنده نباشید
بدانید که عدم توافق ها در مسائل علمی، ‌عموماً قابل حل هستند. پس شما باید برای مخالفت هایتان با نویسنده دلایل واضحی را ذکر کنید تا مسائل، روشن شده و اختلاف ها حل شوند.

نتیجه ی بکار بستن روش صحیح مطالعه
۱۰ روش صحیح مطالعه دانشجو موفقتبریک می گوییم. شما حالا با مراحل اساسی برای تبدیل شدن به یک خواننده ی فعال آشنا شده اید. سعی کنید حتی اگر پیاده سازی همه ی این مراحل برایتان سخت بود، از انجام آن بخش هایی که می توانید غفلت نکنید. مطمئن باشید که پس از مطالعه ی چند کتاب به این روش که روش صحیح مطالعه است، به مرور انجام این کارها برایتان به یک عادت حسنه تبدیل می شود. عادتی که اثری فوق العاده در تبدیل شدن شما به یک صاحب نظر و دانشمند در زمینه ی علمی مورد علاقه تان دارد.

این گفته ی توماس هابز را هم به یاد بسپارید:

اگر من هم مثل بیشتر مردم، کتاب های زیادی می خواندم (بدون فهمیدن)، مانند آن ها کودن بودم!

پیام شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما میتوانید از برچسب های این دستورات HTML و ویژگی های آن استفاده کنید:

<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

کلیه سفارشاتی که از تاریخ 25 اسفند به بعد ثبت میشود در تاریخ 14 فروردین ارسال میگردد